سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
ذبح عظیم - نبض ، ارگان رسمی بسیج دانشجویی دانشکده فنی دانشگاه تهران


24/8/90
6:43 عصر

ذبح عظیم

بدست نبض فنی در دسته متن روز


ابراهیمِ جوان نگاهى به ستارگان کرد و گفت: «من بیمارم»1. فرمود: «او بر مصائبی که بر حسینعلیه السلام فرود می‌آید، اندیشه کرد و گفت: من از آن چه بر حسینعلیه السلام فرود می‌آید، بیمار گشته‌ام.»2


آن گاه، به نیروی خدا برخاست، قربانی جوان خویش را که آرام و خاموش، ایستاده بود، به قربانگاه برد... و پیامی که «ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل درگذشته است؛ این گوسفند را فرستاده است تا به جای او ذبح کنی، تو فرمان را انجام دادی.»


اما مگر می‌شود؟


مگر می‌شود آن همه دلهره و التهاب و «کشاکش» که درون یک بشر رخ می‌داد، بین «خدا» و «فرزند»، بین «رسول» و «پدر» ، بین «مهر» و «مسئولیت»... آن همه صخره‌ها که درنوردید و شیطان‌ها که رمی فرمود، تنها و تنها به گوسفندی ختم شود و مگر نفرمود «انا فدیناه بذبح عظیم؛ او را به قربانی باشکوهی خریدیم»؟ قربانی باشکوه؟ یک گوسفند؟


و مگر می‌شد آن ذبح عظیم، گوسفندی باشد که به ناگاه زیر دستان ابراهیم ظاهر شده بود؟ چه گذشته بود بین او و خدایش؟


...


و حال، فطرت ابراهیمیِ ابراهیم، خدا را و رسالت را و مسئولیت را بر تمامِ دل‌بستگی‌هایش ترجیح داده است و آزاد و سبک در بی‌وزنی عمیقی غوطه‌ور است؛ چون یک روح که از امر رب اوست و حاصل دم او و اینک پیامی دوباره بر او نواخته می‌شود که ای ابراهیم!... محبوب‌ترین مخلوقاتم نزد تو کیست؟


و ابراهیمِ مسلمان را به یک دل‌بستگی عمیق‌تر فرامی‌خواند.


گفت: محبوب‌تر از حبیبم محمد صلوات الله علیه نیافریدی...


فرمود: او نزد تو محبوب‌تر است یا خودت؟


گفت: البته او.


فرمود: فرزند او محبوب‌تر است یا فرزند تو؟


گفت: البته او...


فرمود: شهادت فرزند او که عده‌ای ستم‌پیشه او را ذبح می‌کنند، محزون‌ترت می‌گرداند یا ذبح اسماعیلت به دستان خودت؟


و اینک آن قربانیِ باشکوه مجسم می‌شود... بیماریِ دورانِ جوانیِ ابراهیمِ حنیف وقتی ستاره‌ها را نگاه می‌کرد؛ رنج عمیق ابراهیم لو می‌رود!


ابراهیم گفت: ذبح فرزند او اندوهناک‌تر است...


آن گاه ابراهیم گریست و گریست و گریست... و از آن مصیبتی که لا تبرد ابدا ـ هرگز سرد نمی‌شود ـ اندوهناک شد. سپس ندا آمد که اشک و ناله‌ات را پذیرفتیم و «انا فدیناه بذبح عظیم؛ ما او را ـ اسماعیل را ـ به قربانی باشکوهی خریدیم.»3


و این چنین اسماعیل زنده ماند و حسین تا همیشه‌ی تاریخ، «ذبیح‌الله»...


پی‌نوشت:


1. فنظر نظره فی النجوم فقال انی سقیم، سوره‌ی صافات، آیات 88 و 89.


2. امام صادقعلیه السلام ، اصول کافی، جلد دوم، صفحه‌ی 366، روایت پنجم.


3. بحارالانوار ج 44 ص 225؛ این روایت به لحاظ سندی معتبر است و از راویان امین و مشهوری نقل شده است. این توضیح ضروری به نظر می‌رسد که عبارت «فدیناه»، به معناى «عوّضناه» است. یعنى خداوند مصیبت شهادت امام حسینعلیه السلام را ـ که به دست دشمنانش ذبح خواهد شد ـ به جاى مصیبتى که بنا بود حضرت ابراهیم علیه السلام  متحمل شود، قرار داد. به این معنا که حضرت ابراهیم براى بالا بردن درجات خویش مى‌تواند بر مصیبت سیدالشهدا بگرید. بنابراین، از این روایت، هرگز استفاده نمى‌شود که امام حسینعلیه السلام  فدایى اسماعیل شد. این برداشت از روایت ناصحیح است.