محمدعلی اورعی
در بررسی حرکت امام حسین -علیهالسلام- نکتهای که باید همواره به آن توجه داشت این است که حرکت اباعبدلله حرکتی است با چندین هدف و چندین برنامه که هر کدام از این برنامهها جهت تکمیل برنامههای بالاتر هستند و منظر جامع، آن منظری است که همهی اینها را با هم ببیند و در کنار هم به بررسی این واقعهی عظیم بپردازد.
یکی از مهمترین برنامههای ایشان، برنامهی ثارالله (برنامهی شهادت) است. اگر به کل ابناء بشر از ابتدا به صورت یک فرد واحد نگریسته شود و سیر تربیتی این فرد را بررسی نماییم، در مقاطع بسیار زیادی از تاریخ مواجه هستیم با این که این فرد به دلیل طغیان و سرکشیاش، بسیار از هدف خود دور شده است و اعمال ناشایست بشر باعث حجابی در رسیدنش به آیندهی خدایی شدهاند و در کنار این موضوع، برای برطرف کردن این حجابها افرادی از این پیکرهی کلی بایستی با ایثار خون خود راهی را برای رسیدن به آن آیندهی الهی باز بگذارند. رذیلانهترین و بدترین این اعمال بعد از رحلت رسولالله انجام شد و به تبع آن بایستی به اندازهی رذالت آن عمل از آن طرف حرکتی الهی برای زدودن آن حجاب سنگین و باز گذاشتن مسیر انجام میشد. لذا بهترین افراد بشر و معلمان و مربیان بشر با ایثار خود این کار را انجام دادند. در سال سوم هجری به سید ما رسولالله -صلواتاللهعلیه- وحی میرسد که اگر میخواهید که امامت تا مهدی -عجلاللهفرجه- ادامه پیدا کند، بایستی فرزندی به دنیا بیاید که شهید شود؛ لذا امیرالمؤمنین و حضرت زهرا به همین دلیل راضی به تولد چنین فرزندی شدند که در کربلا به آن وضعیت به شهادت برسد.1 [1]
پس از رحلت پیامبر دو نفر دو دیوار قطور ساختند، دو ثارالله (امیرالمؤمنین و اباعبدلله) هم باید آن دو دیوار قطور را برمیداشتند؛ اَلسّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللهِ وَ ابْنَ ثارِه
ما با برنامهای تحت دو عنوانِ «به سوی شهادت» و «ثارالله» مواجه هستیم که به تبع هر یک از این دو عنوان میتوان برداشتی را ارائه نمود. در مورد برنامهی ثارالله در بالا صحبت شد. برنامهی به سوی شهادت را در واقع باید زیرمجموعهی برنامهی ثارالله دانست و به عبارت دیگر برنامهی ثارالله کلیتر است. اگر انسان به این ماجرا این گونه بنگرد که اباعبدلله صرفاً به خاطر شهید شدن عازم کربلا گردیدند، این گونه نگرش، آن ثمرهی شایسته را ندارد و به این واقعهی عظیم، موقعیت همهزمانی و همهمکانی نمیدهد؛ کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
«برنامهی ثارالله» از ازل (مدتها قبل از خلقت آسمانها و زمین یعنی از زمانی که برای اولین بار قلم بر لوح چیزی نوشت. امام جواد -علیهالسلام: اول ما جری به القلم علی اللوح قتل الحسین؛ کتاب البکاء 227) شروع شده بود.
بسیاری از انبیا و رسولان در کربلا برای امام حسین گریستهاند و در آن تعلیم و تربیت شدهاند. امام حسین از ابتدای حرکت خود از مدینه نیز در منازل بسیاری در این رابطه صحبت کردهاند و بر اساس این که خواست خدا برای شهید شدن ایشان بوده است و خواست ایشان هم منطبق بر خواست خداست، به سمت شهادت حرکت کردند. این مطلب را میتوان در جای جای کلام امام و در ماجراهای مسیر حرکت ایشان مشاهده نمود. به عنوان مثال کلام رسولالله در ابتدای این مسیر و خطاب به امام که میفرماید: «یا حُسَینُ، اُخْرُجْ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ شاءَ أن یَراکَ قَتیلاً» ( بحارالانوار، جلد 44، صفحهی 364) نمونهای برای اثبات این موضوع است.
امام حسین چون خواست از مکه رهسپار عراق گردد، به سخن ایستاد و فرمود: «اَلْحَمْدُ لله وَ ما شاءَ الله وَ لا قُوّة اِلاّ بِالله و صَلّى الله عَلى رَسُولِه؛... آگاه باشید که هر یک از شما که حاضر است در راه ما از خون خویش بگذرد و جانش را در راه شهادت و لقاى پروردگار نثار کند، آماده حرکت با ما باشد که من صبح حرکت خواهم کرد، انشاءالله.»2[2]
برنامهی ثارالله تا ظهور حضرت حجت -عجلاللهفرجه- ادامه خواهد داشت. اگر این خون جاری نمیشد، طبق احادیث بسیاری امر امامت باید منقطع میگردید.3[3] برنامهی ثارالله به خاطر ایجاد روزنه و سپس گسترش آن در دیوار عظیم و سنگی غیبت، تا زمان ظهور امتداد دارد و با خون امام حسین و تبعات جوششِ خون ایشان، راه ظهور باز میشود.
اصلاح امت و امر به معروف و نهی از منکر که به فرمودهی رهبر معظم انقلاب از ثمرات این حرکت است را میتوان زیرمجموعهی این برنامه دانست. رهبر معظم انقلاب در این ارتباط میفرمایند: «اوّلین عبرتى که در قضیهی عاشورا ما را به خود متوجّه مىکند، این است که ببینیم چه شد که پنجاه سال بعد از درگذشت پیغمبر -صلواتاللهوسلامهعلیه، جامعهی اسلامى به آن حدّى رسید که کسى مثل امام حسین -علیهالسلام- ناچار شد براى نجات جامعهی اسلامى، چنین فداکارىاى بکند؟ این فداکارى حسینبنعلى -علیهالسلام- یک وقت بعد از هزار سال از صدر اسلام است، یک وقت در قلب کشورها و ملتهاى مخالف و معاند با اسلام است، این یک حرفى است؛ اما حسینبنعلى -علیهالسلام- در مرکزاسلام، در مدینه و مکه - مرکز وحى نبوى- وضعیتى دید که هر چه نگاه کرد چارهاى جز فداکارى نداشت؛ آن هم چنین فداکارى خونینِ با عظمتى! مگر چه وضعى بود که حسینبنعلى -علیهالسلام- احساس کرد که اسلام فقط با فداکارى او زنده خواهد ماند، والّا از دست رفته است؟!»4 [4]
زیرا عمق فاجعهی پنجاهساله در جهان اسلام بیشتر از این بود که با مبارزهی سیاسی و اجتماعی حل شود و اصلاح گردد. مثلاً در روز عاشورا، هنگامی که امام حسین میخواهند مردم را نصیحت کنند، آنها هِلهله میکنند و سوت میزنند و دشنام میدهند؛ یعنی ایشان به ظاهر اصلاً «امر به معروف و نهی از منکر» پذیر نیستند. اما بسیاری از همین مردم، پس از ریختن خون امام حسین، از خواب غفلت بیدار شده و بر خود لعنت کرده و تَوّاب میشوند و درصدد اصلاح و انتقام برمیآیند؛ یعنی این خون امام حسین بود که در آنها و در نسلهای بعد و تمام مردم آزادهی جهان تأثیر کرد و در آنها صفت امر به معروف و نهی از منکر را ایجاد نمود. امام حسین با نثار خونشان، دست بسیاری از مردم را گرفته و از سقوط نجات دادند. اگر «برنامهی ثارالله» نبود، چه بسا ایران، اموی باقی میماند؛ اما با تأثیر شدید از ثارالله، ایران ابتدا عزادار حسین و به تدریج شیعهی حسین شد. خونِ پُرنور حسین از چشمهی عاشورا فوران نمود، ارواح ما را فرا گرفت. خون او در ما تبدیل به زنده بودن و غیرت و عزم و حرکت به سوی مهدی، و نور او تبدیل به معرفت و تشیّع اهلبیت شد. لذا باید گفت: ماییم اصلاحشدگان حسینی. ماییم بیدارشدگان به دست حسین. ماییم رهروان حسین. ماییم در انتظار فرزند حسین. یا لَثاراتِ الْحُسَین.
1. نگاهی می اندازیم به روایتی از الکافی 1: صفحهی 386، روایت 4. ذیل آیهی 15 سورهی احقاف:
از امام صادق ذیل آیهی مزبور: «جبرئیل بر محمد (ص) نازل شد و گفت: ای محمد! خداوند تو را به فرزندی بشارت میدهد که از فاطمه (س) متولد میشود و امت تو بعد از تو او را میکشند. پس رسولالله گفت: ای جبرئیل! بر پروردگارم سلام برسان، من نیازی به چنین فرزندی که از فاطمه متولد میشود و امتم بعد از من او را میکشند، ندارم. جبرئیل (ع) به آسمان عروج کرد. دوباره هبوط کرد و مثل آن را گفت و رسولالله هم همان پاسخ را داد. دوباره جبرئیل عروج کرد و سپس هبوط کرد و گفت: ای محمد! پروردگارت بر تو سلام رساند و تو را بشارت داد بر این که در ذریهی تو امامت و وصایت را قرار داده است. رسولالله فرمودند: راضی شدم.»
3. بخشهایی از دعای روز سوم شعبان، روز ولادت امام حسین (ع):
خدایا! از تو میخواهم به حق مولود این روز، آن مولودى که به او وعدهی شهادت داده شده بود، پیش از این که بانگش در این دنیا بلند شود و به دنیا آید، آسمانها و هر که در آنها است و زمین و هر که بَر آن است برایش گریستند، پیش از آن که قدم در این جهان گذارد. کشتهی اشک و آه و آقا و سید بشر و آن کس که در روز رجعت به یارى مدد شده و آن که در عوض کشته شدنش ائمهی طاهرین -علیهمالسلام- از نسل اویند و شفا در تربت او است و سعادت در زمان رجعتش همراه با او و اوصیای عترت اوست، پس از حضرت قائم و پس از دوران غیبتش، تا این که انتقام گیرند و خونها را باز گیرند و خداى جبار را خوشنود سازند و بهترین یاران دین خدا باشند. درود خدا بر ایشان در هر زمان ودر هر شب و روز...