نویسنده: محمد ثقفی
از سپیده دم طلوع جنبش دانشجویی در ایران همواره عدالتخواهی بر صدر آرمان ها و مطالباتش بوده است.
جنبش عدالتخاهی در بین دانشجویان که با اعتراض به تبعیض های آن زمان در جامعه و فساد و اختناق رژیم پهلوی حرکتش را آغاز کرد، در تکاپوی انقلاب و بعد از آن هم آرمان عدالت را به مثابه جان مایه ی انقلاب اسلامی بر صدر نشاند و با جریان های مهمی که در سال های اولیه ی انقلاب به وجود آورد به تثبیت گفتمان عدالتخواهی در نظام جمهوری اسلامی کمک فراوان نمود. با طی شدن دهه ی شصت و رحلت امام بزرگوار و ذر پی آن آغاز انحراف تشکل های دانشجویی به سمت افکار لیبرالی، عملاً خلأی در جریان عدالتخاهی دانشجویی به وجود آمد تا جایی که گاه به نام آزادی عدالت محکوم شد و به حاشیه رانده شد.
با تشکیل عملی بسیج دانشجویی در سال های بعد و کنار هم آمدن دانشجویانی که هنوز آرمان اصلیشان »عدالت علوی« بود گفتمان عدالتخواهی بار دیگر احیا شد. اندیشه های امام و اندیشمندان انثلاب چون مطهری و شریعتی به همراه عدالتخواهی مقام رهبری نیروی محرکه ای برای این دانشجویان شد که به نقد درون گفتمانی بی عدالتی های حاکم بپردازند.
تا سال های پایانی دولت سازندگی و آغاز دولت اصلاحات عملا اشرافی گری و تجمل پرستی و نگاه عددبین به توسعه ی جامعه بر گفتمان جنگ فقر و غنای امام غالب شد و بی توجهی مسئولین به پاکدستی کارگزارانشان و اشکالات جدی در سیستم نظارتی، وضعیت مفاسد اقتصادی خرد و کلان را بین مسئولین به وضع ناشایسته ای رساند که هنوز شاهد آثار نامطلوب آن هستیم. از آن زمان دانشجویان بسیجی تنها مزاحمان جدی این مفسدین بوده اند. مزاحمینی که به راحتی نمی توان برانداز نامیدشان.
شاید امروز بیش از هر زمان دیگر شایسته باشد که فرزندان خمینی کبیر در دانشگاه ها بدون مصلحت اندیشی های کاذب به طور جدی به مبارزه با مفاسد اقتصادی در حکومت در همه ی ابعاد ان بپردازند و زمان بررسی آن رسیده باشد گه چه نقایصی در سیستم، بستری برای این مفاسد بوده است.
آن ها که دلشان در گرو این نظام و انقلاب است شایسته نیست که آسوده بمانند و نهضت خمینی را بازیچه ی دستان نا اهلان ونامحرمان ببینند.