آقای میسان، عذر میخواهیم، این بار نوبت شما بود!
تخریب شخصیت، یک بازی همیشگی
نویسنده: زینب صباحی
تخطئه و تخریب یکی از روشهای عملیات روانی است که برای تنزل دادن یک مسئله در نگاه عموم به کار میرود؛ یک فرد، یا گروه را با زدن یک برچسب، منفور جلوهدادن و در اثر تبلیغاتِ سوءِ مکرر، موجب تغییر در افکار و تهییج احساسات شدن. این روش از زمان نوح نبی (ع) در تضعیف جبهه حق به کار میرفته است، وقتی که وی را دیوانه خطاب کردند و این نگاه را در بین عموم گسترش دادند. جریان چپ هم از ابتدای انقلاب، این حربه را در مقاطع مختلف به کار گرفته است. شهید بهشتی در اوج مظلومیت و با کلام امام که «مظلوم زیست، مظلوم مرد و خار چشم دشمنان بود» به شدیدترین صورت ممکن در مقابل این عمل قرار گرفت. بعد از آن هم این خاکپاشیها، در اتفاقات ریز و درشت تکرار شد و جریان اصلاح طلبی، در تداوم جریان چپ آن را به ارث برد. «آیت الله مصباح» فقط به جرم آنکه در سال 79 پیش از خطبههای نماز جمعه، بحث حکومت اسلامی را چنان مطرح میکرد که هیچ کس یارای مقابله با وی نبود، از سوی این جریان مورد تخریب شخصیت قرار گرفت. در سال 85 بود که همایشی با دعوت از خاخامهای یهودی ضد صهیونیستی به دعوت از ریاست جمهوری برای بررسی «افسانه هولوکاست» و درحمایت از فلسطین در ایران برگزار شد، تا نمایشی بینالمللی باشد از نگرش ایران و پیروزی اندیشه حق و گسترش آن. اما باز هم تب و تاب تخریب فضا موجب شد که تمام هم و غم عدهای کوردل، پیدا کردن عکس حضور یکی از این مهمانهای برنامه در یک همایش «کوکلاکس کلان»ها باشد و فریاد بزنند کجا نشستهاید که رئیس جمهوری ایران از یک نژادپرست دعوت کرده است! این رویه همچنان امتداد پیدا کرد و در مقاطع مختلف تاریخ شاهد آن بودیم، از ساندیس خور خطاب کردن راهپیماییان گرفته تا توهینهای به «ده نمکی» و تخریب شخصیت وی بعد از موفقیتش در فروش فیلم «اخراجی های1» و دیگر مصادیق که فرصتی به بازگویی آنها نیست. حال وقتی بازیگر هالیوودی فاسد و همسر سابق «مدونا»، «شان پن» در سال 88 به ایران میآید و از بازیگر و کارگردان و خبرنگار و تا شخص «هاشمی رفسنجانی» با وی دیدار میکنند و پروانه وار دورش را میگیرند و به هیچ کدام از این متفکران اسلامخواه! بر هم نمیخورد، تعجب باید کرد. حتی وقتی «شان پن» گله میکند و میگوید دیگر شعار مرگ بر آمریکا سر ندهید، ما را ناراحت میکند!، سرهای تاییدست که برایش تکان میخورد! اگر این جریان خودش با «جورج سورس»ِ صهیون و «جان کین» یا «ریچارد رورتی» دیدار داشته باشد، باعث افتخار است! متفکران این جریان، به هر کس که در سمت طرف مقابلشان مطرح میشود، یک شبه انواع انگها را میچسبانند و آن را منفور میکند و اگر از سمت خودشان باشد قدیسهای میشود از آسمان!
تیری میسان، آزادیخواه فرانسوی الاصلی است که بعد از حادثه 11 سپتامبر در آن هجمه عظیم فضای تبلیغاتی رسانههای غربی، کتاب «دروغ بزرگ» را در رسوا کردن دست آمریکا در این واقعه مینویسد. چند سالی است که در لبنان زندگی میکند و همکاریهایی را هم با شبکه «المنار» و همچنین حزب الله دارد. وی نزدیک به ده سال است که به عنوان یک تحلیگر ضد آمریکایی و ضد صهیون شناخته میشود و در مصاحبههایش، مکررا از حقوق فلسطین، مواضع لبنان، سوریه و ایران دفاع کرده و رویکرد اسلامگرا پیدا کرده است.
در آذر 91، از وی، به عنوان یکی از سخنرانان ویژه اجلاس جهانی «اساتید دانشگاهها و بیداری اسلامی» در ایران دعوت میشود. در روزهای حضورش در ایران است، که بسیج دانشجویی دانشگاه تهران، از وی، به عنوان یک ضدامپریالیست، به مناسبت روز دانشجو، روز منتسبِ به نقش ضد استکباری دانشجویان، دعوت میکند، تا ضمن سخنرانیاش، با امضای بیانیه «محکوم کردن تحریمها علیه ایران»، یک گام بین المللی دیگر در بزرگداشتِ این روز برداشته شود. اما فکرهای خمود و کوتهبینانه، این موفقیت را تاب نمیآورند و عجولانه و بدون هیچ سند معتبری، برچسبهایی به وی میزنند تا این قدم موثر در راه انقلاب را با فریبِ افکار، وارونه جلوه دهند. اینبار، برچسب، «مدافع حقوق همجنسبازان» است، که به کار بردن این برچسب و نگران ظاهر شدن این گروه در مورد این مساله، قضیه را خندهدارتر کرده است. همین گروهی که زیر علم جنبش سبز حرکت میکردند و همین جنبشی که شیرین عبادی از آن حمایت کرد؛ یک زن ایرانی شهره به مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل به خاطر دفاع از همین حقوق همجنسگرایان، و آن موقع اصلا ککشان هم نگزید و افتخاری هم بود! چطور میتوان تنها با تکیه بر سایت غیر معتبر و ویرایشآزاد «ویکی پدیا» اینگونه زبان باز کرد؟ آیا فکر کردهاند که چگونه یک نفر میتواند مدافع حقوق همجنسگرایان باشد، در حالیکه حتی یک مصاحبه در دفاع از آنها، از وی موجود نیست؟!
اما باید به این دوستان گفت، بسیج دانشجویی نه با کوچکترین عدولی از آرمانهای اصیل و عمیق انقلاب، بلکه در تداوم و تقویت آن، یعنی گسترش روح آزادی خواهی و دفاع از مستضعفین عالم، هر آزادیخواه جهان و نماد ضد استکباری را که ببیند به وی ارج میدهد و در برنامهاش دعوت میکند و این به معنای تایید کامل فرد در چارچوب اسلام نیست. چرا که امام و مولایمان حضرت سیدالشهدا هم فرمودند: «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید». برای همین بوده است که فرزندان «چه گوارا» در همین تالار شهید چمران دعوت شدهاند، هرچند ملحد بودند، برای همین بوده است که سفیر «ونزوئلا» و «کوبا» هم در همین تالار چمران دعوت شدهاند، هرچند کمونیست بودهاند و برای همین بوده است که «دانیل اورته گا» را در همین تالار چمران دعوت کردهایم، هرچند مارکسیست بوده است. اما آیا این به معنای تایید بسیج دانشجویی و تبلیغ وی از الحاد، کمونیست و مارکسیست است و یا حمایت و گسترش روحیه مقاومت، آزادی خواهی و ضد استکباری بین المللی؟ اگر هم بر فرض محال این برچسبِ به آقای «تری میسان» درست میبود، اولا برای یک مدافع حقوق بشر اروپایی و غیر مسلمان چه قدر این مساله قابل اعتناست؟ و دوما چه ارتباطی به دعوت وی به عنوان یک تحلیلگر اسلامگرای ضدآمریکایی دارد؟ دفاع بسیج از تمامی آزادیخواهان و حقطلبان و مجاهدان ضدامپریالیستِ عالم، ادامه خواهد داشت، حتی اگر خار چشم بعضی تنگنظران باشند!
در پایان باید گفت این روش نخ نمایِ جریانِ مدرنیستِ اصلاح طلبِ لیبرال، با این حربه که در برابر هر اقدام و یا نقطه مثبت در رفتار طرف مقابل، تنها راهی که میبیند تخریبِ اقدام وی و اشخاص است، تکراری و ملال آور شده است. خوشبختانه تشخیص سیاسی و بصیرت عموم افزایش یافته است و دیگر دست این جریان برایشان رو شده است. لذا پیشنهاد میکنیم که دنبالهروهای این جریان با تمسک به اخلاق اسلامی سعی کنند این روشها را کنار گذاشته و در یک فضای منطقی و عقلایی و به دور از هیاهو، به تضارب اندیشه بپردازند و با این آلوده کردن فضا، بیش از پیش کارنامهاشان را سیاهتر نکنند.