نویسنده: محمد ثقفی
بیش از سی شماره از نشریه ی نبض –خوب یا بد- گذشت، و آن چه مد نظر تیم نبض بود یعنی عدالت علوی –شفاف یا غیر شفاف- به زبان های مختلف بیان شد.ما همگی به دنبال آرمانشهری هستیم که در آن نه حکومت بر مردم تعدی کند و نه هنجارهای ظالمانه ی جامعه و اشرافیت متکبر، افراد را استثمار کند و به استضعاف بکشاند و از این ها مهم تر، نظم ظالمانه ی جهان، جوامع و حکومت ها را به استحمار و استعمار نکشاند.
ما بر این باوریم که در برابر ظلم های بزرگ و ریشه ای باید از ظلم های کوچک گذشت؛ چه، گشودن جبهه ی بر حق مبارزه با مظالم کوچک و غیر سیستماتیک اگر باعث بی فروغ شدن جبهه ی اصلی مبارزه و شکاف بین صفوف مبارزان آن شود، خود بزرگ ترین ظلم است.
تنها راه پیروزی وحدت است، همبستگی ملی و جهانی برای عدالت، همان جبهه ی متحد مستضعفین. می توانیم از برادرانمان اتتقادات تندی هم داشته باشیم، ولی تعریف کردن جبهه ی مبارزه ی داخلی و تفرق در صفوف مستضعفین گناهی نابخشودنی است. تا زمانی که ظلم سیستماتیک نظام سرمایه داری را بر مستضعفین جهان نظاره می کنیم، تا زمانی که جنگ و قتل و کشتارهای گسترده را تحت لوای دروغین لیبرال دموکراسی می بینیم و تا وقتی که افول ارزش های انسانی را در برابر رشد قارچ گونه ی منفعت طلبی لیبرال شاهدیم، چگونه می توانیم یکی از معدود اپوزیسیون های این نظام ستمگر یعنی جمهوری اسلامی را به خاطر ظلم هایی بسیار کوچک تر و غیر سیستماتیک محکوم کنیم و در برابر آن جبهه گیری کنیم؟
به قول امام تا برقراری حکومت عدل علی نهضت ادامه دارد و ما تا زمانی که نهضت ادامه دارد نخواهیم گذاشت اشراف آمریکایی و جاهلان پیروشان با دعواهای سودجویانه ی خود، جبهه ی اصیل مبارزه ی «استضعاف و استکبار» را به دست فراموشی بسپارند. ما رسالت همگی پیامبران را واداشتن مردم به «برابری» می دانیم و در راه اقامه ی عدالت و تقابل با اشراف زیاده خواه ایرانی و حکام فاسد جهانی هم ابایی از به دست گرفتن «حدید» (=شمشیر) نداریم. [1]
[1] لقد أرسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط [=برابری] و أنزلنا الحدید [=آهن، شمشیر] فیه بأس شدید... (حدید/25)