رضا پیامی گلهین
...وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ ءٍ.
باران رحمت الهی بر کائنات باریدن گرفت. بنی
بشر آن چنان که نیاز داشت نم یتوانست از آب باران
بهره بگیرد لذا مهربان پروردگار عالم انبیاء و امامان
را فرستاد تا مخازن معرفت باشند و در هرم تابستان
و کاستی آب حیات، چشمه های جوشان. اما کویر
دل های ما فاصله ی زیادی با سرچشم ههای معرفت و
هدایت داشت. ولی نه... العلما ورثه الانبیاء. بزرگانی
چون سید رضی، شیخ مفید، شیخ طوسی و... فاصله
را کم کردند تا امروز از لابلای برگه های کاغذی،
تحفه هدایت برچینیم. آن جا که زمین مساعد بود
شکوفه هایی زد و یکی از از آن ها، مرتضی مطهری نام
گرفت. بعد از آ نکه در نهالستان فریمان جان گرفت،
به قم رفت تا رشد بیشتر کند.
کم کم فهمیدیم که این درخت نه چون بید مجنون
کوتاه و پریشان که چون سپیدار است. هر روز بیشتر
رشد کرده و قامت علمی اش افراشته تر می شود. تو
گویی در سقف کوتاه آن زمان نم یگنجید! آن هنگام
که سی وشش سال داشت درختی شده بود تناور که در
دانشگاه تهران سایه گستر! دراویش نان خشک خود را
درون آب روان هدایت م یبردند و در سایه سار خنک
این سپیدار، روزه جهل و تحجر را افطار م یکردند.
امام مهربان ما )اعلی ا... مقامه( آن بزرگ باغبان
ایران، همچون کشاورزان نجیب میهنم سپیدار انقلاب
و «حاصل عمر خود 1» را در سرحدات ایدئولوژیک
پروراند تا نشان گر مرز سره از ناسره باشد. همچنان
که گذشتگان برای حفظ حدود اراضی خود از
زیاد هخواهی های همسایگان، سپیدار را به نماد مرز
دوکشت زار غرس م یکردند. که سپیدار راست قامت
است و استوار! بعدها که دست خصم به خون شهید
آلوده شد، باغبان انقلاب در پیام خود به دانشجویان
توصیه کردند که نگذارند کتب او فراموش شود.
سال ها از پس سال ها م یگذشت و رهگذران دست
به کلاه می بردند تا بتوانند، بلندای قامت معلم شهید
را درک کنند. شاخه های نرم و منعطف سپیدار،
مغرضان را به طمع انداخت که آن را به سمت خود
خم کنند و از آن سایه بگیرند. غافل از این که این
شاخه ها بر تن های قوی استوار است که قرص و محکم
بر موازین اصولی خویش ایستاده. از آن مه متر این که
کهن سال سپیدار انقلاب، آ نچنان مرزداری م یکند
که پس از سه دهه هنوز شعارها و آرما نهای انقلاب از
گزند شرق و غرب در امان مانده و گروه های سیاسی
مغرض علی رغم لطافت اسلامی و انعطاف رحمانی افکار
مطهری نتوانست هاند از آن سوء استفاده کنند.
شاخه های سپیدار به عکس غالب درختان، همچو
تن هاصلی رو به بالا دارند، آ نچنان که اگر از دور دست
به این درخت بنگری، پنداری که همه شاخه ها یک تنه
را می سازند. صرفاً مبدا زمانی آ نها متفاوت است و الا
جهت همان جهت رو به بالا است. مَثَل شهید مطهری
مَثَل سپیدار است و شاگردان او به مانند شاخه های این
درخت هستند.
ای نها همه حدیث گذشته بود و البته که این قلم
عرض دیگری هم دارد!
یکم- برادر و خواهر ایمانی!
بدان و آگاه باش که مطهری در کنار آبی رویید
که از خلقت آدم ابوالبشر تا ابدالدهر جریان داشته و
دارد. پس دور از انتظار نیست که سپیدارهای دیگری
در این مسیر برویند. مبادا که از آنان غافل شویم و
حکای تمان بشود حکایت جماعت زنده کُش مرده
پرست! براستی غیر از سخنرانان فاضلی چون حجت
الاسلام پناهیان و استاد رحیم پور چه مقدار با آثار
متفکرانی چون خسروپناه و واعظی و... آشنایی داریم؟
ای نها علاو هاند بر امثال حضرات آیات مصباح یزدی و
جوادی آملی و یا علام هی فقید محمدتقی جعفری.
مبادا برای کم شدن حجم مطالب مطالعاتی و کاستن
از زحمت)!( مطالعه، کتب اندیشمندان اسلامی را در
آثار شهید مطهری محدود کنیم. مگر غیر از این است
که بیشتر مارکسیسم و الحاد مرز ایدئولوژیک اسلام را
تعدی م یکرد؟ پس عجیب نیست که شهید بزرگوار
در مرز همسایه ی نابکار شمالی بوده و نگا هدار حریم
اسلام باشد. لکن امروز چطور؟ اگر امروز شهید مطهری
در قید حیات بود «نقدی بر مارکسیسم » را می نگاشت
یا مثلاً «نقدی بر لیبرالیسم » را؟ امروز در مرزهای
نظری کشمکش سهمگینی بین اسلام و غرب است و
لاجرم سپیدارها در مرزهای این همسایه تجاوز پیشه
می رویند که آ نها حافظ مرزها هستند وسد راه التقاط.
تا نکند دوباره در نشریات به اصطلاح اصلا حطلب،
حسین)ع( را قربانی خشونت پدرانش در بدر و احد
بخوانند و با پنبه ی تساهل، تسامح و قرائت رحمانی
از دین یک بار دیگر عدالت حسینی را سر ببرند. حال
آ نکه داعیه اسلام داشتند و لکن حرف یزید را در کاخ
سبز شام تکرار م یکردند! 2
دوم- حجج اسلام، آقایان دکتر!
سایه سپیدار خنک است! در آتش بار ظهر بیداد،
آسودن تابستانه در زیر سایه مطهری د لچسب و
تن آساست. مبادا با کور شدن چشم فتنه توسط علی
زمان 3 و او جگیری بیداری اسلامی، آسوده و راحت دور
از هیاهوی شهر بیاساییم. بعد از مطهری، چه مقدار
در رفع نیازهای تئوریک انقلاب کوشید هایم؟ شهید
بزرگوار از معدود اندی شورزانی است که در حوزه های
مختلف وارد شده و در آن ها آثاری فاخر و به زینت
طب عآراسته. از «فلسفه اخلاق » و «مساله حجاب » تا
«مساله ربا » و «نظری به نظام اقتصادی اسلام ». وی با
مجاهدت های خود تا آنجا که توانست به نیازهای نظری
پاسخ داد. ولی بعد از او چطور؟ آیا شیب پیشرفت حفظ
شد و یا...!؟ امروز و سه دهه بعد از مطهری آیا نظام
بانکی ما اسلامی است؟ و این تنها یک نمونه از هزار
نیاز نر مافزاری کشور است. مگر نه این است که علمای
حوزه و اساتید دانشگاه رسالت دارند تا نیازهای دانشگاه
را پاسخ دهند؟ صحیح است که مطهری درختی تناور
است، لکن نه برای اینکه پشت او مخفی شویم و
تکلیف را از خود ساقط کنیم. پر بیراه نیست تا نسبت
به کسانی که به شکل افراطی از آی تالله مطهری تجلیل
م یکنند بدبین باشیم.
سوم- پسران بازیگوش!
خزان که می رسد در برخی روستاهای غرب کشور
آنان که قصد بنای ساختمان و مسکن دارند، سپیدارها
را می بُرند تا پس از خشک شدن چوبشان، از تنه ی
استوان های و هموارشان برای تحمل بار سقف استفاده
کنند. اهالی با صفای روستا م یدانند که چوب سپیدار
خوب می سوزد. پس پسرکان بازیگوش خانه باید مراقب
باشند و در خانه آتش بازی نکنند تا خدایی ناکرده
سقف بر سرشان فرود نیاید!
پی نوشت:
-1 تعبیر حضرت امام در مورد شهید در پیامی که
به مناسبت شهادت آیت ا... مطهری منتشر ساختند.
-2 پیامبر در روز بدر، بعضی از افراد خاندان بنی امیه
را کشته بود، هنگامی که یزید، عترت پاک را قتل عام
کرد، شادمان بر اریکه قدرت نشست. آنگاه آرزو کرد که
بزرگان وی م یبودند و می دیدند که چگونه انتقامشان
را گرفته است پس از آن، شعر «ابن الزبعری » را خواند
که در یکی از ابیات آن گفته: «ما بزرگ بزرگانشان را
کشتیم و با بدر برابر کردیم و برابر شد .»
-3 تعبیر علی علیه السلام در مورد خاموش کردن
فتن هی خوارج