سلام. راستش رو بخواهید رصدخونه یه کم ترسیده که نیروهای ؟! به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی برای بازداشت رصدخونه خدایی نکرده به هیئت تحریریهی نشریهی وزین نبض حمله کنن و بر و بچههای نشریهرو با باتوم و شوکر و .... مورد لطف خود قرار دهند و ما هم مجبور شیم بخشایی از نشریه رو سفید بدیم بیرون! خلاصه من از همین الآن به مدیر مسئول و سردبیر محترم نبض هشدار داده باشم!
یکم. هفتهی پیش یه سری مسابقات ورزشی با همکاری نوشابهی انرژیزای ردبول برگزار شد که البته شمارهی قبل خبرش رو داده بودیم. استادیوم مختلط! و آهنگهای شادِ شادِ شاد! و حضور چهرههای خیلی خیلی ورزشی! همه بخشی از این برنامهی بسیار بسیار فرهنگی! بود. رصدخونه یه معاونت خیلی فرهنگی پیشنهاد میکنه که یه دوره مسابقات بولفایت هم برگزار کنه دور هم باشیم حال کنیم! گاوش از شما پارچههای قرمزش هم از ما!!!
دوم. بازم هفتهی پیش و باز هم به مدد معاونت خیلی فرهنگی یه نمایشگاه مواد خوراکی در بلوار دانشکده فنی برگزار شد. دانشجوهای عزیز هم همه دور هم جمع بودن و لبو میخوردن و شاد بودن. مختلط دلستر نوشجان میکردن و خلاصه خیلی خیلی خوشحال بودن! برنامه به این فرهنگیای! اصلاً کور شه چشم رصدخونه که نمیتونه خوشی دانشجوها رو ببینه! از معاونت خیلی خیلی خیلی فرهنگی هم معذرت میخوام.
سوم. بسیج هم بعضی وقتا کارایی میکنهآ، آدم شاخ در میآره! دوشنبهی هفتهی پیش قرار بود فیلم یه حبه قند رو در تالار فردوسی دانشکدهی ادبیات اکران کنن؛ بعد گفتن که نه ببخشید، سهشنبه. تو تبلیغاتشون هم یه سری بازیگر لیست کرده بودن که معلوم نبود قراره بیان دانشگاه یا فقط هدف معرفی بازیگرای فیلم بوده. آخر سر هم برنامه شنبهی این هفته بدون حضور هیچ بازیگری برگزار شد! سرکار بودیما!